تبليغاتX
___________________-.-__________________

___________________-.-__________________

papa

شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم در آن یک شب خدایا من عجایب کارها کردم جهان را روی هم کوبیدم از نو ساختم گیتی ز خاک علم کهنه جهانی نو بنا کردم کشیدم بر زمین بر عرش٬دنیادار سابق را سخن واضح تر و بهتر بگویم کودتا کردم خدا را بنده ی خود کرده خود گشتم خدای او خدایی با تسلط هم به ارض و هم سما کردم میان آب شستم سهر سهر برنامه پیشین هر آن چیزی که از اول بود نابود و فنا کردم نمودم هم بهشت و هم جهنم هر دو را معدوم کشیدم نقد و نسیه بازی را رها کردم نماز و روزه را تعطیل کردم٬کعبه را بستم؟ وثاق بندگی را از ریاکاری جدا  کردم امام و قطب و پیغمبر نکردم در جهان منصوب خدایی بر زمین و بر زمان بی کدخدا کردم نکردم خلق ملا و فقید و زاهد و صوفی نه تعیین بهر مردم مقتدا و پیشوا کردم شدم خود عهده دار پیشوایی در همه عالم به تیپا پیشوایان را به دور از پیش پا کردم بدون اسقف و پاپ و کشیش و مفتی اعظم خلایق را به امر حق شناسی آشنا کردم نه آوردم به دنیا روضه خوان و مرشد و رمال نه کس را مفت خور و هرزه و لات و گدا کردم نمودم خلق را آسوده از شر ریاکاران به قدرت در جهان خلع ید از اهل ریا کردم ندادم فرصت مردم فریبی بر عبا پوشان نخواهم گفت آن کاری که با اهل ریا کردم بجای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر میان خلق آنان را پی خدمت رها کردم مقدر داشتم خالی ز منت٬رزق مردم را نه شرطی در نماز و روزه و ذکر و دعا کردم نکردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ایجاد به مشتی بندگان آبرومند اکتفا کردم هر آن کس را که می دانستم از اول بود فاسد نکردم خلق و علم را بری از هر جفا کردم بجای جنس تازی آفریدم مردم دل پاک قلوب مردمان را مرکز مهر و صفا کردم سری داشت کو بر سر فکر استثمار کوبیدم دگر قانون استثمار را زیر پا کردم رجال خائن و مزدور را در آتش افکندم سپس خاکستر اجسادشان را بر هوا کردم نه جمعی را برون از حد بدادم مکنت و ثروت نه جمعی را به درد بی نوایی مبتلا کردم نه یک بی آبرویی را هزار گنج بخشیدم نه بر یک آبرومندی دو صد ظلم و جفا کردم نکردم هیچ فردی را قرین محنت و خواری گرفتاران محنت را رها از تنگا کردم به جای آنکه مردم گذارم در غم و ذلت گره از کارهای مردم غم دیده وا کردم به جای آنکه بخشمخلق را امراض گوناگون به الطاف خدایی درد مردم را دوا کردم جهانی ساختم پر عدل و داد و خالی از تبعیض تمام بندگان خویش را از خود رضا کردم نگویندم که تاریکی به کفشت هست از اول نکردم خلق شیطان و عجب کاری بجا کردم چو می دانستم از اول که در آخر چه خواهد شد نشستم فکر کار انتها را ابتدا کردم نکردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم خلاصه هر چه کردم خدمت و مهر و صفا  کردم ز من سر زد هزاران کار دیگر تا سحر لیکن  چو از خود بی خود بودم ندانستم چه ها کردم سحر چون گشت از مستی شدم هوشیار خدایا در پناه می جسارت بر خدا کردم شدم بار دگر یک بنده ی درگاه او گفتم خداوندا نفهمیدم خطا کردم...

فرزین

+ 0(-.-)0 ت papa | |

papa

فرشته هایی که زود از بین ما میروند به درده خودشون میخوره...یعنی میشه مترسک، دوستم ، مثل فرشته ها از پیش من بره و من به خودم افتخار کنم که فرشته ای داشتم نمیدونم شاید نشه....آهان مشروب بهش میدم..تا بره خودشو پرت کنه پایین ....ولی من دوست ندارم فرشته کوچولومو از بین ببرم..اصلا بی خی این سیاهی که من دارم بین همه تقسیم میکنم...حتی بین دوستم مترسک....

م.ر : دلم هوایه یه سیلی محکم کرده که یکی بزنه تو گوشم..انگاری ارضا شدم...

+ 0(-.-)0 ت papa | |

 

Baptised with a perfect name
The doubting one by heart
Alone without himself

War between him and the day
Need someone to blame
In the end, lil' he can do alone

You believe but what you see
You receive but what you give

Caress the one, the Never-Fading rain in your heart
- the tears of snow-white sorrow
Caress the one, the hiding amaranth
In a land of the daybreak

Apart from the wandering pack
In this brief flight of time
we reach For the ones who ever dare

You believe but what you see
You receive but what you give

Caress the one, the Never-Fading rain in your heart
- the tears of snow-white sorrow
Caress the one, the hiding amaranth
In a land of the daybreak

Caress the one, the Never-Fading rain in your heart
- the tears of snow-white sorrow
Caress the one, the hiding amaranth
In a land of the daybreak

Reachin', searchin' for something untouched
Hearing voices of the Never-Fading calling
Callin'...Callin'

Caress the one, the Never-Fading rain in your heart
- the tears of snow-white sorrow
Caress the one, the hiding amaranth
In a land of the daybreak

Caress the one, the Never-Fading rain in your heart
[Rain]
- the tears of snow-white sorrow
Caress the one, the hiding amaranth
[Hide]
In a land of the daybreak...day-Break!

+ 0(-.-)0 ت papa | |

papa

م.ر :اگر زندگي ات در خطر نيست. خود را به ستيز ميفکن....

+ 0(-.-)0 ت papa | |