|
اين يك كاغذ سفيد با خط هاي سياه است كه با خودكار ابي، چيزهايي داخلش نوشته شده است -چيزهاي خيلي مهمي، گاهي- و حالا مچاله شده و بدون اينكه كسي بخواندش، در اين صفحه ي سياه انبار خواهد شد. ا
لذت به خود رسیدن....بهتر از لذت سگی هستش....
قلبم داره جر میخوره ! چقدر جالبه آدم یه چیزایی رو حس میکنه که تاحالا نکرده !؟
شاید یکی همین گوشه کنارا داره یه کاری میکنه که نمیدونه چی میشه شاید گندترین کار زندگیش شایدم بهترین کار زندگیش.
يه نفري تو يه دنياي خيلي متلاشي، با گنگ ترين نگاه دنيا، تو يه جعبه ي در بسته زندگي ميكنه. هر از گاهي سرفه هاي شديدي ميكنه كه خلط و خون از گلوش ميپاشه بيرون؛ با پشت دست دهنشو پاك ميكنه و به فكر فرو ميره. اون اصولاً هميشه در حال فكر كردنه بدون اينكه چيزي براي فكر كردن وجود داشته باشه. اون يه پيشوني هم داره كه گاهي با دست ميكوبه روش. هميشه ي خدا از همه اجازه ميخواد كه فقط بره بخوابه. بعضي وقتا كه از پنجره ي اتاقش[سوراخ جعبه ش] بيرونو نگاه ميكنه كه زندگي جريان داره، خنده ش ميگيره؛ چون اون معتقده كه هيچ اعتقادي به زندگي كردن و مردن نداره؛ ولي خودش ميدونه كه اعتقاد نداشتن اون هيچ چيزي رو عوض نميكنه چون ادما عملاً دارن زندگي ميكنن و ميميرن.
|
About![]()
تو ساکت باش و هیچ نگو من در سکوت بهتر میشنوم٬ تو را Archivesآبان 1388شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 Links
خونه خودم ( مرگستان ) |